شنبه 4 دی 1395 10:41
  • اندازه قلم کاهش اندازه قلم افزایش اندازه قلم
عنوان : بار دیگر شهری که دوست می داشتم
نویسنده : نادر ابراهیمی
سال نشر : 1380
موضوع :مجموعه داستان
ناشر : روزبهان
محل نشر : تهران

پسر کشاورز و دختر خان ، از کودکی عاشق یکدیگر می شوند و با هم بازی می کنند و لحظه های خوششان را با هم می گذرانند .

چند سال بعد ، به دلیل مخالفت های خانواده هایشان برای ازدواج آن دو ،  هایا و پسرک با هم فرار می کنند ؛ به ساحل چمخاله می روند و از خانواده هایشان دور می شوند تا بتوانند با هم زندگی کنند .  مدتی پس از فرارشان ، هلیا زیر بار سختی های زندگی شانه خالی می کند و تصمیم می گیرد به خانه و خانواده اش برگردد .

 با رفتن هلیا ،  پسر تنها می ماند اما هرگز حاضر نمی شود در برابر زندگی قد خم کند و به  شهرشان ، که زادگاهش بود ، بازگردد .

پسر 11 سال بدون هلیا در چمخاله زندگی می کند و چندی نامه برای او می نویسد .پس از این 11 سال تصمیم می گیرد به شهرش بازگردد ؛ شهری که از آن طرد شده بود ... پسر به شهر باز می گردد و می بیند که مادرش در غم کار های او مرده و پدرش هنوز او را نبخشیده .

در شهر دخترک کوچگی را می بیند که او را به یاد هلیای کوچکش می اندازد...

 بار دیگر شهری که دوست می داشتم
بازدید 862 بار
تمام حقوق این اثر برای شرکت مهندسی ارتباطات پیام مشرق و نرم افزار کتابخانه 2.0 .ثنا محفوظ می باشد